- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
6 – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
یک
میز، چند صندلی، یک دستگاه کامپیوتر و یک تلفکس، تمام دار و ندار خیلی از
شرکت های خصوصی است که هر روز مانند قارچ در پایتخت و شهرهای کوچک و بزرگ
سبز می شوند. یک خانم می گوید وقتی برای یافتن کار با یک شرکت تماس داشتم،
به من گفتند اگر تنها می آیید، مثلا این ساعت بیاید و در غیر این صورت در
ساعت دیگر. در مرحله بعد اگر پای دخترخانم جویای کار به شرکت جناب
مدیرعامل باز شود، شاید چیزهایی را ببیند که برایش قابل قبول نیست. فرشته
می گوید این مساله در ایران پدیده جدیدی نیست، ولی الان با وقاهت کامل در
روزنامه می نویسند خانم مجرد و خوش برخورد و در مصاحبه هم طرف را امتحان
می کنند که اهلش هست یا نه
دکتر
مهدیس کامکار ضمن تایید افزایش این سوء استفاده ها به دختران جوان توصیه
می کند در مقابل چنین برخوردهایی سکوت نکنند و از حیثیت خودشان دفاع کنند.
وی اعتقاد دارد مشکل این است که دختران نمی دانند شکایتشان را کجا و به چه
کسی مطرح کنند و پیشنهاد می کند از روز اول این دختران شرح وظایف کاریشان
را ریز به ریز و جزء به جزء بین خودشان و کارفرماها روشن کنند و از زیاده
روی در روابط و ایجاد رفاقت
با افراد غیر همجنس شرکت خودداری کنند و همچنین بخاطر چند هزار تومان حقوق ، در مقابل سواستفاده ها سکوت نکنند.
آمارها
نشان میدهد بسیاری از تجاوزات فقط در عرض چند دقیقه اتفاق میافتد و دختران
در آن لحظه نمیدانند چه عکس العملی باید نشان دهند و چگونه از خود دفاع
کنند
قرار
شد که حضار خودشان را معرفی کنند و در صورت تمایل در مورد آزارهای احتمالی
در محیط کارشان که برایشان پیش آمده صحبت کنند. که این درخواست عملا به
علت وجود ضبط صوت با مشکل مواجه شد.عده ای نگرانی خودشان را از مطرح شدن
اسمشان اظهار داشتند اما در نهایت با توضیح چند تن از اعضای مرکز فرهنگی و
تاکید بر عدم ذکر نام آنها در جایی و صرفاً تأکید برمیزان سابقه کاری و
خصوصی یا دولتی بودن آن جمع متقاعد شد که جلسه را آغاز کند.
در
آغاز یکی از برگزار کنندگان این کارگاه با مطرح کردن موردی که برای خودش
پیش آمده بوداظهار داشت که چطور در محیط کار از لحاظ عاطفی مورد
سوءاستفاده قرار گرفته و در حالی که فکر می کرده که همکار مرد او به دلیل
مشکلات فراوان خانوادگی با همسرش نیاز به کمک او دارد، متوجه شده که این
سناریو برای دیگر زنان همکارش تکرار شده و همکار مرد او فقط قصد نزدیک شدن
به او و هدف جنسی داشته است. وی این آزار را ناشی عدم آگاهی خودش می دانست
و تأکید کرد که اگر از هوشیاری بیشتری برخوردار بود شاید هیچ وقت آنقدر از
لحاظ شخصیتی دچار مشکل نمی شد.
با
مطرح شدن این مورد از طرف مسئول جلسه دیگر حضار شروع به صحبت کردند و
مواردی را که مورد اذیت و سوءاستفاده قرار گرفته شده بودند به گونه ای که
به کار آنها آسیب وارد شده بود مطرح کردند.
خانم
جوان 25 ساله ای گفت که از زمان کارآموزی خود با توجه به اشتیاقی که برای
آموزش داشته چقدر اذیت شده وتا چه حد از نزدیکی این زن به همکار یا
دانشجویان و استادان مردش که صرفاً از نظر وی جنبه ی کاری داشته تعبیر
جنسی به عمل آمده و باعث شد که وی برای جلوگیری از پیش آمدن این گونه پیش
داوری ها از حق مسلم سوال کردن و یادگرفتن خود چشم پوشی کند تا مبادا این
برخوردهای وی تعبیر جنسی به خود بگیرد. وی همچنین از تجربه در محیط کار
دیگری صحبت کرد که چگونه مردی که از لحاظ قدرت و مقام در رتبه ی بالاتری
در محیط کار بود و همچنین از لحاظ سن و سال، با ایجاد برخوردهای آگاهانه
تماسی وی را مورد اذیت قرار داده که نهایتاً علی رغم اینکه چندین بار به
او تذکر داده و درگیر شده، مجبور شده که محیط کار خود را به دلیل تغییر
نکردن شرایط حاکم بر آن ترک کند.
یکی
دیگر از خانم ها که 45 یا 50 سال داشت با تاکید بر 27 سال سابقه کاری خود،
2 سال قبل از انقلاب. 25 سال بعد از انقلاب. موارد خود را با این ترتیب
شروع کرد که در بحران های انقلاب که خیلی از کارخانه ها و شرکت ها در حال
فروپاشی بودند مدیریت وقت تصمیم به انتخاب گزینشی از بین همکاران زن خود
می گیرد و تنها کسانی را اخراج نمی کند به درخواست های نامشروع وی تن می
دهند.
ایشان
تاکید می کند که با توجه به بحرانی بودن و آرمانی بودن شرایط آن زمان و
نبودن معضل بیکاری به شکل امروز شاید خیلی از زن ها تن نمی دهند و محیط
کار خود را ترک می کنند. ایشان که بعد از آن استخدام دولت می شود با چشم
پوشی از حق ارتقاء شغلی خود، اضافه کاری، اضافه حقوق و مزایا صرفاً طبق
دستور عمل سازمانی خود کار می کند چرا که تاکید می کند علی رغم تغییرات
بنیانی باز هم اگر بخواهی در یک محیط دولتی از امتیازاتی استفاده کنی که
تحت اختیار مدیرمربوطه ات است با توجه به اعمال نفوذ و قدرت مدیریت ها
قطعاً باید از خودت چشم پوشی کنی و به خیلی چیزها تن بدهی که سزاوار زن
بودن و انسان بودنت نیست. با تاکید بر روش آسته بیا – آسته برو گربه شاخت
نزنه (با طنز) به روش چشم پوشی از حقوق خود برای فرار از آزارهای جنسی
احتمالی تاکید دارد.
شرکت
کننده ی جوان 24 ساله ای که از سابقه دو یا سه ماهه خود در محیط دولتی خبر
می دهد . این نکته را مورد تاکید قرار می دهد که آزارها الزاماً از طرف
مدیر یا همکار مردی که دارای اختیارات زیادی است و در محیط های دولتی،
نیست. حتی همکار مردی که از لحاظ چارت سازمانی ممکن است از شما کمتر باشد
به خودش اجازه می دهد که زمانی که مثلاً کاغذی را از دست شما می گیرد دست
شما را هم آگاهانه لمس کند و با نگاه زننده ی خود زن بودنت را به رخ بکشد.
وی همچنین به معضل بیکاری در جامعه اشاره دارد که علاوه بر شرکتی شدن در
داخل ادارات دولتی و پایین آمدن سطح حمایت از کارمندان با توجه به معضل
بیکاری ممکن است خیلی از زنان آزار و اذیت شوند ولی جرأت طرح آن را نداشته
باشند مبادا کار خود را از دست بدهند.
وی تاکید دارد که بحران بیکاری جسارت زنان را کمتر و وقاحت مردان را بیشتر کرده است.
خانمی تاکید می کند بالا بودن سطح اختیار مدیران و نبودن حمایت قانونی از زنان این آزارها را دامن می زند.
خانم
دیگری از همکار زن خود خبر می دهد که 22 ساله بوده و با یک بچه در حالی که
شوهرش را از دست داده و مدیر کارخانه با علم به شرایط ایشان وی را استخدام
کرده و بعد از مدتی پیشنهاد صیغه شدن را به وی می دهد که با مخالفت او
مواجه می شود. این خانم تاکید می کند که با توجه به اینکه مدیر کارخانه
درخواست گرفتن سفته را به منظور تحت فشار قرار دادن آن خانم داده بود با
مراجعه وی به اداره کار و اعلام شکایت مدیریت از گرفتن سفته از آن خانم
چشم پوشی کرده و او همچنان کار خود را بدون مزایای خاصی ادامه می دهد.
ایشان تاکید بر آگاهی زنان از شرایط کار خود دارند و می گوید که هرچه زنان
به حقوق خود واقف باشند الزاماً نباید به درخواست های نامشروع تن بدهند.
این خانم همچنین از تجربه شخصی خودش صحبت کرد که در حالی که مسئول سازمانی
که در آن کار می کند با یک زن مدیر برخورد داشته و به شدت پرخاش و توهین و
بهانه گیری می کرده، کاری کرده که این مسئول مرد از طرف مقامات بالاتر از
وی وادار به عذرخواهی نموده است.
این
خانم که از تجربه گذشته خود در یک محیط کارگری هم صحبت می کرد تاکید داشت
که شاید رفتار من به گونه ای بوده که کسی به خودش اجازه تعرض نداده است.
خانم
دیگری حدوداً 45 یا 50 ساله بر ضعف شخصیتی و اعتماد به نفس کم زنان ،
تاکید داشت و معتقد بود که اگر زن از لحاظ موقعیت شغلی و تحصیلی رشد کند
شاید کسی به خودش اجازه تعرض ندهد و این ضعف شخصیت شاید امری باشد که در
خانواده برای دختران پیش می آید و دختران را به گونه ای تربیت نمی کنیم که
از خودشان دفاع کنند. این خانم همچنین به ضعف قانون حمایتی از زنان اشاره
داشت.
در این خصوص یکی از اعضای مرکز تاکید داشت که ما اگر
مورد تعرض قرار نگرفته ایم مبنی بر این نیست که ما اجازه نداده ایم پس
دیگری که مورد تعرض قرار گرفته خودش اجازه داده و مقصر خودش است ایشان ضمن
تاکید بر ویژگی های متفاوت شخصیتی میان افراد جامعه و تفاوت عکس العمل ها
گفت که این نگرش اعتماد به نفس دیگران را پایین می آورد و آنها با توجه به
اینکه خودشان هم متهم می شوند منزوی شده و سکوت می کنند.
خانمی
دیگر حدوداً 50 ساله از تجربه و آگاهی خودش صحبت کرد و گفت که چگونه دانش
علمی او وی را از لطمه خوردن رها کرده . این خانم کاملاً تاکید داشت که
این زن است که باید حریم داشته باشد تا کسی از حریم او تجاوز نکند. شما می
توانید همکار مردتان را هنگامی که جک گفت با نگاه محکم و نخندیدن او را به
سر جای خود بگذارید . نظر وی با مخالفت چندتن دیگر از حاضران مواجه شد که
تاکید داشتند که خیلی از مردها حریم ندارند و حتی اگر تذکر هم بدهیم ممکن
است برای مدتی موضوع خاتمه پیدا کند ولی این روند بعد از مدتی درباره
ادامه خواهد داشت.
یکی
دیگر از خانم ها که حدوداً 35 سال داشت در پاسخ به دوتا از همکارانش که در
جلسه هم حضور داشتند و گفتند که تا به حال مورد تعرض و آزار جنسی از طرف
همکار مرد خود قرار نگرفته اند و دلیل آن هم رفتار محکم خودشان بوده گفت:
شما اگر چهار سال پیش استخدام می شدید و مدیر قبلی را می دیدید شاید این
نظر را نداشتید چرا که رفتار وقیحانه ی آن مدیر مرد قبلی به گونه ای بوده
که منجر به انتقالی گرفتن و خانه نشین شدن زود هنگام چند تا از زنان شاغل
آنجا شده.
یکی
دیگر از خانمها حدوداً 50 ساله به این مسئله اشاره کرد که خشونت و آزار
جنسی در محیط کار پدیده ای اجتماعی است و باید برای آن یک راه حل اجتماعی
ارائه کرد اینکه هرکدام از ما به طور جداگانه راه حل شخصی داشته ایم و تا
به حال هم توانسته ایم مشکلات خودمان را حل کنیم کافی نیست و نیاز به
پشتوانه قانونی داریم. ما علی رغم راه کار اجتماعی حجاب که صرفاَ منجر به
سکسی تر شدن جامعه شده نیاز به حمایت قانون داریم. شاید ترس از قانون
مردان را وادار کند به حقوق اجتماعی ما احترام بگذارند و به چشم یک انسان
در محل کار و نه یک زن به ما نگاه کنند.
خانمی دیگر به آمار
75درصدی زنان آزار جنسی دیده ی صنایع هواپیمایی آمریکا اشاره کرد و با
تاکید بر پذیرش وجود آزار جنسی در محیط کار وظیفه حامیان حقوق زنان را
یادآور شد که باید با تلاش و آگاهی، شرایط تصویب قوانین محکم و حمایتی به
نفع زنان را به وجود آورد.
-
ضعف و ترس زنان از برخورد و اعتراض به آزارهای جنسی در محیط کار باز هم
مورد تاکید قرار گرفت و اینکه زنان آمادگی دفاع از خود و حریم خود را باید
داشته باشند و این وظیفه خانواده ها و آموزش و پرورش و فعالین زنان است که
این رشد و آگاهی را در بین توده های مردم ببرند. حتی اعتراض جمعی و اعلام
حمایت از زنان آسیب دیده و اعتراض به گفتارهایی که زنان آسیب دیده و آزار
دیده را به جای اینکه حمایت کنند محکوم می کنند هم مطرح شد. در پایان یک
جمع بندی از تعریف خشونت و آزار جنسی در محیط کار، پیامدهای آن، انواع
آزار جنسی رایج در جامعه کاری ایران و راهکارهای آن به شرح ذیل انجام گرفت.
خشونت
جنسی در محل کار: رفتارهای کلامی، روانی و فیزیکی که منجربه آزار جنسی
زنان شود. شامل: تعریف جک های مستهجن – تعریف از زیبایی – تماس های بدنی
ظاهراً تصادفی ولی آگاهانه – تماس بدنی با وقاحت بیشتر مثل بغل کردن و
بوسیدن – تجاوز جنسی – تماس تلفنی آزاردهنده. که پیامدهای آن شامل: اخراج
– احساس ناامنی – متهم شدن – به خطر افتادن سلامت روانی – کاهش اعتمادبه
نفس – از دست دادن شغل – چشم پوشی از ارتقاء شغلی و مزایای شغلی.
علت
این گونه برخوردهای مردان: قدرت و برتری شغلی مردان و هم چنین تربیت غلط
خانواده که به مرد در هر موقعیتی اجازه می دهد که به همکار زن خود نگاه
جنسی داشته باشد.
راهکارهای مطرح شده هم به شرح ذیل بود:
.................................................................
1. اعتراض کردن مستقیم زنی که آزاری ببیند و چشم پوشی نکردن از حق اعتراض
2. متهم نکردن زن هایی که مورد آزار قرار می گیرند
3. داشتن انجمن هایی به منظور حمایت از زنان آزار دیده در محل کار
4. آگاه کردن زنان نسبت به حقوق اجتماعی ، اقتصادی، جنسی
5. وضع قوانین حمایتی برای زنان آزار دیده
6. برگزاری میتینگ های اعتراضی
7. جمعی کردن مشکلات
8. نداشتن قضاوت اخلاقی رایج در مورد زنان دیگر
9. مطرح شدن مسائل و موارد آزار جنسی به عنوان بخشی از دغدغه های جنبش زنان
10. آگاهی دادن از طریق آموزش و پرورش به دختران در مقاطع مختلف تحصیلی
این
جلسه در ساعت 7 بعد از ظهر به اتمام رسید و حضار درخواست ادامه برگزاری
این گونه کارگاه ها را داشتند. با سپاس از همکاران مرکز فرهنگی زنان در
این کارگاه : خانم ها تقی نیا، جعفری ، کشاورز، سیفی.

